قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / شعر / شعر افغانستان / ناصر نادر، سرآمد بومی‌سرود هزارگی

ناصر نادر، سرآمد بومی‌سرود هزارگی

ناصر نادر را با مجموعه‌ی شعر “بلگ گُنگو” شناختم. وبلاگش را هم با همین نام یافتم و پسان‌ها در فیسبوک شعرها و فعالیت‌های هنری‌اش را پی گرفتم.
نادر، در بومی‌سرود هزارگی بدون شک هم در کیفیت شاعرانگی و هم در کمیت شعر، سرآمد هزارگی‌سرایی است. مهم‌ترین ویژگی کارهای ناصر، توجه به شاعرانگی در بومی‌سرودها است. تخیل، عاطفه و زبان را به‌گونه شیرین درهم می‌آمیزد. شعرهای نادر، شیرینی و توانمندی لهجه‌ی شیرین هزارگی به‌گونه‌ی طبیعی بازتاب می‌دهد. تمرکز هوشمندانه‌ی نادر و انبوه شعرهای هزارگی نشان از درک درست ایشان از توانمندی لهجه‌ی هزارگی و درک عاطفه‌ی سرشار این لهجه در قالب دوبیتی و دمبوره است.

شاعرانگی و اعتدال:
راز موفقیت ناصر نادر در درک درست ایشان از زبان هزاره و لهجه‌ی فارسی هزارگی است. نادر به‌خوبی از پشتوانه‌ی سنت ادبی زبان فارسی- که هزاره‌ها در مرکز آن قرار دارد- آگاه است. او لهجه‌ی هزارگی را اصیل‌ترین شاخه‌ی زبان فارسی می‌داند و سنت ادبی هزاران ساله‌ی این زبان را از سروده‌های کهن تا شاهنامه‌ها، کلیله و دمنه، چهار مقاله و مثنوی و حدیقه و… پشتوانه‌ی ادبی لهجه‌ی خود می‌شمارد.
تخیل، تصویر، عاطفه و زبان شعرهای نادر به گونه متناسب ترکیب شده، که به‌دل‌ها می‌نشیند:
جَغهِ دریا بیه دریا دیل مه
که بی اَو نَشنه دریای دیل مه

شونه صدقه امو چیم چوقوش یت
کولی بود و نبود و آصیل مه

گاهی تخیل، تصویر و طنز، شیرینی ویژه‌ای به شعرهای او می‌دهد:
زمینا خوشه‌گیره دور و بر مه
بگیر از بلگ تمباکو خبر مه
آوور آوور موشم پیش خنه تو
آسمو آسمو نکو خودخو ده سرمه

گرایشی در بومی‌سرود هزارگی ایجاد شده که واژه‌های ویژه‌ی هزارگی شکار می‌کنند و بدون روح شاعرانگی آن جیل می‌کنند که به تصنع و مرده‌وشی شعر می‌انجامد. اما نادر، واژگان لهحه‌ی فارسی هزارگی در دستگاه طبیعی این لهجه می‌سراید، به روح شاعرانه‌ی شعر می‌اندیشد، نه جدول ضرب واژگان خاص!

اقبال هنری:
شعرهای هزارگی نادر، در میان هنرمندان موسیقی از اقبال بسیار خوبی برخوردار است. شعرها و ترانه‌های نادر را نه‌تنها هنرمندان بنام موسیقی هزارگی مانند داوود سرخوش، عارف جعفری، طاهر خاوری، شوکت صبور، سیدانور آزاد، علی‌دریاب بندری، پویا بندری و… خوانده‌اند که هنرمندان بنام موسیقی و آواز افغانستانی مانند فرهاد دریا، شفیق مرید، قاسمی و… نیز خوانده و مورد استقبال بسیار وسیع مردم افغانستان واقع شده است. مانند:

حرفی بزن که دمبوره ها گل کنه بیرار
مردم هوای مندن کابل کنه بیرار
پندار نیک خانه را مقبول کنه بیرار
مردم هوای مندن کابل کنه بیرار
قد مه قندهاری، قد مه مزاری
لوظ قلم نه، صوتِ قناری بخوان بیرار
یا:
خنده کو دفع پریشانی کنی
زود افتو میمانی کنی…

چند نکته در مورد ثبت لهجه‌ی هزارگی:
۱. نخست باید توجه کرد که بومی‌سرودها در دایره‌ی جایگاه واقعی خود نسبت به زبان خواهد بود و باید بماند. نسبت پارسی هزارگی و پارسی نوشتاری، نسبت زبان و لهجه است، نه زبان و گویش. یعنی تفاوت‌ها در گفتار است، پس شکستگی واژگان یک شاخصه اصلی است. البته واژگان پارسی خالص و واژگان محلی نیز حضور جدی دارند.
۲. شعرهای فولکلور هزارگی، تفاوت بنیادین و جدی با زبان نوشتار ندارد، شاعرانه‌ترین‌های آن به راحتی به زبان ندشتار درمی‌آید، مانند:
دان ارسی شیشتهِ روی مه ده روی تو
شیشه ندروم بیندازوم ده روی تو
شیشه ننداز که شراره موکونه
دیلِ آشق ره بیچاره موکونه
یا:
ازو پیچهِ سیا قیچی کنوم مه
ده کابل می‌روم خرچی کنوم مه
ده هر منزل که ده یادم بیایی
ده آو بولغو کده وُچی کنوم مه
که به راحتی به شعر زبان نوشتاری تبدیل می‌شود.
۳. برخی گرایش‌هایی در گویشوران هزارگی به وجود آمده که هزارگی زبان مستقل از پارسی می‌دانند و تلاش‌هایی برای جدانمایی انجام می‌دهند. بنابراین برخی از شاعران کویتگی ما سعی می‌کنند واژگان ویژه هزارگی و محلی را کنار هم بچینند که شعر تصنعی حاصل می‌شود. جناب ناصر نادر، محمد سعیدی و جناب طاهر هجران درست‌ترین راه را انتخاب کرده‌اند و به‌دور از افراط و تفریط، قابلیت‌های واژگانی و گاه دستوری لهجه‌ی هزارگی می‌نمایانند.
۳. شکسته‌نویسی متعادل:
در شکسته نویسی نیز باید اعتدال را رعایت کرد. باید اجازه داد که واژگانی که تلفظ نزدیک دارد، به گونه‌ی نوشتاری نوشته، اما گفتاری خوانده شود تا ریشه‌ی واژگان به مرور زمان گم نشوند. یا برخی واژگان از دو ریشه‌ی متفاوت با هم‌دیگر اشتباه نشوند، مثلا: حالم و عالم در هزارگی “آلم” تلفظ می‌شوند پس هر کدام را به گونه نوشتاری ثبت کنند. برخی واژگان مانند عشق، عطر، عزیز و… به گونه‌ی نوشتاری ثبت شود.
۴. برخی واژگان دو گونه در موقعیت‌های متفاوت هر دو کار برد دارد مانند فعل کرده که کده و کرده هر دو کار برد دارد. واژه روشن و روشو، بامیان و بامیو، و… هر دو کاربرد دارد، حد اقل در مناطق مختلف، پس هر دو درست.
۴. حفظ تفاوت‌ها:
در لهجه‌ی هزارگی، برخی ویژگی‌ها در مناطق مختلف، متفاوت است و باید صادقانه تفاوت‌ها رعایت شود. این تفاوت‌ها فرصت‌های ارجمندی برای حفظ اصالت‌ها است.

خوش‌بختانه سرایش به لهجه‌ی هزارگی به یک جریان نیرومند مبدل شده و شاعران بسیار خوب ما مانند استاد محمدشریف سعیدی، محمدحسین فیاض، دکتر شریعتی، عزیز فیاض، سلمان‌علی زکی، طاهر هجران، محمد سعیدی، و… به‌سرایش هزارگی می‌پردازند.
در پایان موفقیت روزافزون برای شاعر فرزانه هزارگی‌سرا جناب ناصر نادر Naser Naderr خواهانم! از ایشان مجموعه شعر دیگر نیز به‌نام “بوی بارو” در دست انتشار است. امیدوارم بتوانم یادداشت مفصلی بر بوی بارو بنویسم تا شتاب‌زدگی این سیاهه نیز جبران شود.

محمدی_شاری
۱۶/ ۶/ ۱۳۹۵ خورشیدی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

***--- عزیزان مقیم تهران، قم و مشهد به زودی اصفهان می توانند محصولات صفر و یک را حضوری و بدون هزینه پستی دریافت کنند. اطلاعات بیشتر: info@sefr1.com شماره همراه: 09392593277 - تلگرام: @sefryak